ذهن‌باز

چرا ذهن ما در برابر تغییر مقاومت می‌کند

تیم ذهن‌باز · ۱۷ مهر ۱۴۰۵ · ۴ دقیقه مطالعه

هوش مصنوعی

🎧 شنیدن این قسمت در تلگرام چرا ذهن ما در برابر تغییر مقاومت می‌کند

یک تکنسین برق سه هفته منتظر می‌ماند تا برای کاری ساده بیاید. وقتی می‌رسد و دستگاه جدید را می‌بیند، می‌گوید با این تجهیزات نمی‌تواند کار کند چون تا حالا آن را ندیده است. عجم‌اوغلو همین را نشانه‌ی خلأیی می‌داند که هوش مصنوعی می‌تواند پر کند. اما حرف عجیب‌ترش این است که مدل‌های پایه‌ای قرار نیست تریلیون‌ها دلار سود بدهند. پول اصلی کجاست؟

توهم اتوماسیون سریع و واقعیت‌های اقتصادی

دارون عجم‌اوغلو، اقتصاددان و برنده جایزه نوبل، معتقد است که نگاه جوامع به سرعت اتوماسیون و تاثیرات اقتصادی هوش مصنوعی با واقعیت فاصله دارد. او پیش از این ادعا کرده بود که هوش مصنوعی در ده سال آینده تنها یک درصد به تولید ناخالص داخلی آمریکا اضافه می‌کند و فقط پنج درصد از وظایف قابلیت اتوماسیون کامل را دارند. اگرچه وی اکنون با توجه به پیشرفت‌های اخیر احتمال می‌دهد این رقم کمی بالاتر رفته باشد، اما همچنان تاکید می‌کند که ادغام فناوری‌های جدید در سازمان‌ها روندی بسیار کند و دشوار است.

او به عنوان نمونه به بخش پشتیبانی مشتریان اشاره می‌کند که برخلاف تصور اولیه، خودکارسازی آن به دلیل ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های انسانی بسیار چالش‌برانگیز بوده و در بسیاری از موارد صرفاً باعث اتلاف وقت و ناامیدی کاربران شده است. به باور وی، کسب‌وکارها به جای تمرکز صرف بر کاهش هزینه‌ها از طریق تعدیل نیرو، باید به دنبال راه‌هایی برای افزایش بهره‌وری کارگران خود باشند، زیرا اتوماسیونِ صِرف بدون ایجاد شغل‌های معنادار به رفاه عمومی آسیب می‌زند.

خلأ برنامه‌های کاربردی در برابر مدل‌های پایه‌ای

عجم‌اوغلو ادعا می‌کند که دره سیلیکون بیش از حد روی ساخت مدل‌های پایه‌ای و رویای رسیدن به هوش مصنوعی جامع تمرکز کرده و از توسعه برنامه‌های کاربردی غافل شده است. او این رویکرد را با چین مقایسه می‌کند که در آن مهندسان پرشماری در حال ادغام هوش مصنوعی و رباتیک در خطوط تولید هستند. وی استدلال می‌کند که مدل‌های پایه‌ای قرار نیست تریلیون‌ها دلار سودآوری داشته باشند، بلکه ثروت واقعی در داده‌های باکیفیت و ساخت اپلیکیشن‌هایی نهفته است که نیازهای واقعی بازار را هدف قرار می‌دهند.

به گفته او، فرصت‌های طلایی در طراحی ابزارهایی است که به کارگران یقه‌آبی مانند تکنسین‌های برق یا کادر درمان مثل پرستاران کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیرند. او ادعا می‌کند که گلوگاه فعلی، فقدان سرمایه انسانی و توانایی کارگران نیست، بلکه کم‌کاری صنعت فناوری در تولید ابزارهایی است که در خدمت ارتقای مهارت‌های نیروی کار باشند.

چالش‌های آموزشی و خطر تضعیف مهارت‌های فکری

این اقتصاددان نسبت به استفاده بی‌رویه از هوش مصنوعی در محیط‌های آموزشی عمیقاً هشدار می‌دهد. او ادعا می‌کند که رها کردن هوش مصنوعی مولد در مدارس بدون هیچ چارچوب و محدودیت مشخصی، یک آزمایش اجتماعی خطرناک بوده که در عمل یادگیری را برای دانش‌آموزان دشوارتر کرده است. وی ابراز نگرانی می‌کند که واگذاری بیش از حد کارها به ماشین‌ها باعث تحلیل رفتن عضلات فکری دانش‌آموزان و از بین رفتن مهارتِ یادگیری می‌شود.

برای حفظ ارزش انسانی در بازار کار آینده، عجم‌اوغلو پیشنهاد می‌کند که افراد به مطالعه عمیق ریاضیات، فیزیک، اقتصاد و مهندسی بپردازند. او تاکید می‌کند که خلاقیت انسان بدون داشتن پایه‌های علمی قوی یک ترکیب متناقض است و انسان‌ها باید یاد بگیرند در عین همکاری با هوش مصنوعی، تفکر انتقادی خود را در بالاترین سطح نگه دارند.

جمع‌بندی

عجم‌اوغلو برخلاف چهره‌هایی که از احتمال بیست و پنج درصدی وقوع فاجعه سخن می‌گویند، خطر اصلی هوش مصنوعی را یک تهدید وجودی نمی‌داند؛ بلکه معتقد است خطر واقعی، از دست رفتن عاملیت و کنترل جامعه بر روی زندگی کارگران، دانش‌آموزان و شهروندان است. او ادعا می‌کند که برای جلوگیری از این مسیر، ما نیازمند یک قطب‌نمای اخلاقی قوی در توسعه این فناوری هستیم تا از آن نه صرفاً برای حذف انسان‌ها، بلکه به عنوان ابزاری در جهت ارتقای نوآوری‌های انسانی، تقویت حس مسئولیت‌پذیری مدنی و حل چالش‌های بزرگ بشری استفاده کنیم.

نکته‌های این قسمت

ماجرا

عجم‌اوغلو برای نشان دادن پتانسیل‌های نادیده‌گرفته‌شده‌ی هوش مصنوعی، به وضعیت تکنسین‌های برق اشاره می‌کند و می‌گوید گاهی برای یک کار ساده باید سه هفته منتظر بمانید، اما وقتی تکنسین بالاخره می‌رسد و با یک دستگاه جدید روبرو می‌شود، می‌گوید: «من نمی‌توانم با این تجهیزات کار کنم چون تا به حال آن را ندیده‌ام!»؛ و این دقیقاً همان خلأ و فرصتی است که هوش مصنوعی می‌تواند با ارائه ابزارهای آموزشی و کمکی به کارگران یقه‌آبی، آن را پر کند.

حرف عجیب

برخلاف هیجانات فعلی بازار، او معتقد است که مدل‌های پایه‌ای هوش مصنوعی قرار نیست تریلیون‌ها دلار سودآوری داشته باشند و پول اصلی صرفاً در داده‌های باکیفیت و ساخت اپلیکیشن‌های کاربردی نهفته است.

حرف بحث‌برانگیز

او ادعا می‌کند که استفاده‌ی بدون محدودیت و ضابطه از هوش مصنوعی در مدارس، یک آزمایش اجتماعی خطرناک و فاجعه‌بار بوده که در عمل یادگیری را برای دانش‌آموزان دشوارتر کرده و باعث تحلیل رفتن مهارت‌های فکری آن‌ها شده است؛ ادعایی که قطعا با نظر بسیاری از مدافعان تکنولوژی‌های آموزشی در تضاد است.

مناسب برای

این محتوا دقیقاً به درد کارآفرینان، مدیران کسب‌وکار و دانشجویانی می‌خورد که می‌خواهند از هیاهوی پوشالی هوش مصنوعی عبور کنند و بدانند برای حفظ ارزش و درآمد خود باید روی چه مهارت‌ها و بازارهای بکری سرمایه‌گذاری کنند.

این قسمت خلاصه‌ای فارسی است از منبع اصلی.

شنیدن در کانال پادمی

پادمی را در تلگرام دنبال کن

خلاصهٔ فارسی و شنیدنیِ بهترین گفت‌وگوها و سخنرانی‌های جهان، هر قسمت به‌محضِ انتشار.

عضویت در کانال پادمی

قسمت‌های مرتبط