ذهن‌باز

چه جاهایی را باید تقویت کرد

تیم ذهن‌باز · ۲۲ مهر ۱۴۰۵ · ۲۸ دقیقه صوت · ۴ دقیقه مطالعه

روانشناسیموفقیت

🎧 شنیدن این قسمت در تلگرام چه جاهایی را باید تقویت کرد

در جنگ جهانی دوم، آبراهام والد دید ارتش می‌خواهد جاهایی از بمب‌افکن‌ها را که سوراخِ گلوله دارند تقویت کند. او گفت باید دقیقاً جاهایی را تقویت کرد که هیچ گلوله‌ای نخورده‌اند؛ چون هواپیماهایی که به آن نقاط شلیک شده بود، اصلاً به پایگاه برنگشته بودند.

حرفِ عجیب‌تر این است که ترس از شکست معمولاً در موفق‌ترین آدم‌ها از همه شدیدتر است.

گویندگان می‌گویند داستانِ شکستِ کسانی مثل مایکل جردن و استیو جابز فقط یک خطای بقاست. دلیلش را خودشان می‌گویند.

توهم پرستش شکست

مارک منسون و درو برنی در این محتوا ادعا می‌کنند که نگاه انسان مدرن به مفهوم شکست، بر پایه یک دروغ بنا شده است. آن‌ها توضیح می‌دهند که در بیست تا سی سال گذشته، فرهنگ عمومی از تحقیر کردن شکست به سمت پرستش آن حرکت کرده است؛ به طوری که شعارهایی درباره سریع شکست خوردن و درس گرفتن از اشتباهات بسیار رایج شده‌اند. با این حال، شواهد نشان می‌دهد که این تغییر نگرش نتیجه مثبتی به همراه نداشته است.

گویندگان بیان می‌کنند که با وجود این ترویج گسترده، ترس از شکست و اجتناب از ریسک‌پذیری تا حدود پنجاه درصد افزایش یافته است و مردم بیش از هر زمان دیگری از شروع کارهای تازه می‌ترسند. در واقع، کمال‌گرایی سمی به بالاترین حد ثبت‌شده در دهه‌های اخیر رسیده است و جالب اینجاست که این ترس در میان جوانان و افراد بسیار موفق با شدت بیشتری دیده می‌شود.

خطای بقا و پورنوگرافی شکست

برای توضیح این تضاد، گویندگان به مفهوم «خطای بقا» اشاره می‌کنند و داستان آبراهام والد در جنگ جهانی دوم را مثال می‌زنند. والد متوجه شد که ارتش به جای تقویت بخش‌های سوراخ‌شده در بمب‌افکن‌های بازگشته، باید دقیقاً قسمت‌هایی را مقاوم کند که هواپیماهای سقوط‌کرده از آن نواحی مورد اصابت قرار گرفته بودند. این برنامه ادعا می‌کند که داستان‌های الهام‌بخش درباره چهره‌هایی مانند مایکل جردن نیز دچار همین خطای بقا هستند.

جف لوئیس در سال ۲۰۱۴ این پدیده را «پورنوگرافی شکست» نامید. این روایت‌ها صرفاً داستان‌هایی هستند که افراد بسیار موفق برای جذاب‌تر کردن مسیر پیروزی خود می‌سازند. گویندگان معتقدند که ما با شنیدن این داستان‌ها در واقع مجذوب موفقیت نهایی افراد می‌شویم و از درک آسیب‌های واقعی و تلخ شکست غافل می‌مانیم؛ درست همان‌طور که یک کنفرانسِ متمرکز بر شکست به نام فیل‌کان در نهایت خودش شکست خورد.

هزینه سنگین اشتباه در دنیای امروز

یکی دیگر از دلایلی که گویندگان برای ترس روزافزون از شکست مطرح می‌کنند، ثبت دائمی اشتباهات در عصر دیجیتال است. آن‌ها به والت دیزنی اشاره می‌کنند که پس از ورشکستگی در چندین کسب‌وکار، به سادگی به شهر دیگری می‌رفت و از نو شروع می‌کرد، زیرا در آن زمان هیچ‌کس از گذشته او خبر نداشت.

اما امروزه ادعا می‌شود که اینترنت هر لغزشی را برای همیشه ثبت می‌کند و پیامدهای آن تا سال‌ها با فرد باقی می‌ماند. علاوه بر این، رقابت‌های شدید در جوامع فردگرای امروزی، از بین رفتن نهادهای حمایتی جمعی و سخت‌گیری‌های والدین باعث شده‌اند تا هزینه یک اشتباه بسیار سنگین‌تر از گذشته باشد. به همین دلیل، افراد ترجیح می‌دهند هیچ اقدام تازه‌ای نکنند تا مبادا نامشان با یک شکستِ همیشگی گره بخورد.

جمع‌بندی

در نهایت، این محتوا استدلال می‌کند که تمام توصیه‌های رایج درباره نحوه برخورد با شکست احتمالاً هدف اشتباهی را نشانه گرفته‌اند. گویندگان ادعا می‌کنند که پذیرشِ بی‌قیدوشرط یا اجتناب از شکست هیچ‌کدام راهکار اصلی نیستند، زیرا شکست اصلاً یک رویداد خارجی و مستقل نیست که بتوانیم از آن فرار کنیم.

بر اساس این روایت، شکست صرفاً محصول جانبیِ ارزش‌ها و استانداردهای قراردادی است که ما برای خودمان تعیین کرده‌ایم. مشکل اصلی این نیست که در زندگی اشتباه می‌کنیم، بلکه مسئله این است که موفقیت و شکست را چگونه برای خود تعریف کرده‌ایم. بازنگری در این تعاریف، تنها راه عبور از فشارهای روانی ناشی از نرسیدن به اهداف است.

نکته‌های این قسمت

ماجرا

آبراهام والد، تحلیلگر نیروی هوایی در جنگ جهانی دوم، متوجه شد که ارتش به اشتباه قصد دارد قسمت‌هایی از بمب‌افکن‌ها را که سوراخِ گلوله دارند مقاوم‌سازی کند؛ در حالی که او نشان داد باید دقیقاً قسمت‌هایی از هواپیما را که هیچ گلوله‌ای نخورده‌اند تقویت کرد، زیرا بمب‌افکن‌هایی که به آن نقاطشان شلیک شده بود اصلاً به پایگاه برنگشته بودند.

حرف عجیب

برخلاف تصور رایج، ترس از شکست اغلب در میان افرادِ بسیار موفق و دستاوردگرا (مثل شاگرد اول‌ها) در بالاترین و شدیدترین حدِ خود قرار دارد.

حرف بحث‌برانگیز

گویندگان ادعا می‌کنند داستانِ شکست‌های افراد معروفی مثل مایکل جردن یا استیو جابز صرفاً نوعی خطای بقا و «پورنِ شکست» است و هیچ ارزش آموزنده‌ای برای افراد عادی ندارد.

مناسب برای

این محتوا دقیقاً به درد کمال‌گرایانی می‌خورد که به‌خاطر ترس از قضاوت و ثبتِ دائمیِ اشتباهاتشان در دنیای امروز، از ریسک کردن فراری شده‌اند و شعارهای مثبت‌اندیشانه درباره‌ی شکست دیگر برایشان کارساز نیست.

این قسمت خلاصه‌ای فارسی است از منبع اصلی.

شنیدن در کانال پادمی

پادمی را در تلگرام دنبال کن

خلاصهٔ فارسی و شنیدنیِ بهترین گفت‌وگوها و سخنرانی‌های جهان، هر قسمت به‌محضِ انتشار.

عضویت در کانال پادمی

قسمت‌های مرتبط