پادکست موفقیت
قسمتهای پادمی دربارهٔ موفقیت: خلاصهٔ فارسی و شنیدنی از گفتوگوها و سخنرانیهای مهم جهان.
کانال تلگرام پادمیقسمتهای موفقیت

چطور از شکاف بین دانش و عمل عبور کنیم؟
مل رابینز در ۴۱ سالگی بیکار بود و به دلیل ورشکستگی رستوران همسرش با ۸۰۰ هزار دلار ضرر مالی مواجه شده بود و هر روز صبح دکمهی هشدار ساعت را میزد و در رختخواب میماند.

چه جاهایی را باید تقویت کرد
در جنگ جهانی دوم، آبراهام والد دید ارتش میخواهد جاهایی از بمبافکنها را که سوراخِ گلوله دارند تقویت کند. او گفت باید دقیقاً جاهایی را تقویت کرد که هیچ گلولهای نخوردهاند؛ چون هواپیماهایی که به آن نقاط شلیک شده بود، اصلاً به پایگاه برنگشته بودند.

چرا ذهن ما به دام ایدههای ساده میافتد
آنجلا داکورث لباسهای ورزشیاش را در کشوی چهارم کمد نگه میدارد. شب قبل، فقط آنها را بیرون میآورد و روی کمد میگذارد. میگوید همین اصطکاکِ چندثانیهای و یک نشانهٔ بصری، بیشتر از نیروی اراده باعث میشود صبح تمرینش را انجام دهد. اما فرضیهای که پشتش است، چیز دیگری میگوید: شاید اصلاً اراده در کار نباشد. اگر دوست داری قهرمانِ مستقلِ داستان خودت باشی، این قسمت ممکن است اذیتت کند.

وقتی فکر میکنی همه چیز نابود شده
یک ماه قبل از رونمایی کتابش، تیم الکس هرمزی اشتباهی نسخه عمومی را روی آمازون گذاشت؛ ۶۰ دقیقه بعد ۷۲ نفر خریده بودند. او فکر کرد همه برنامهها نابود شده، بعد دید هیچ اتفاقی نیفتاد. مردم آنقدر درگیر زندگی خودشاناند که نمیدانند شما وجود دارید. بعدش میگوید اگر سالی ۵۰ هزار دلار درآمد داری، سالی ۹۵۰ هزار دلار جریمه نادانی میدهی. توصیه میکند نصف مشتریهایت را مثل شاخههای بیمار قطع کنی.

چگونه با کارهایی که انجام نمیدهی از رقبا جلو میافتی
هوبرمن در کنفرانسهای علمی شب اول و دوم زود میخوابید؛ روز سوم محققان باسابقه با دهان باز چرت میزدند و او سرحال ردیف اول یادداشت برمیداشت. میگوید با کارهایی که انجام نمیدهی از رقبا جلو میافتی.

لذت شرط انجام دادن کار نیست
روری ویدن ۱۰ ساله بود که جوانترین کمربند مشکی کلرادو شد، از یک دختر کتک خورد. به مادرش گفت تحقیرآمیز است و لذت نمیبرد. مادرش گفت: لذت بردن از یک کار، شرط انجام دادنش نیست. برند شخصی هم فقط دیجیتالی کردن شهرت و اعتبارت است، نه فالوور زیاد، پادکست یا لوگو.

به تعویق انداختن لذت چرا اشتباه است
الکس هورموزی دهیازده ساله بود که برای یک عینک اوکلی صد دلار جمع کرد. هشت هفته کار. بعد عینک را فقط توی جعبه نگاه کرد و هیچوقت به چشم نزد. هفده سالگی پیدایش کرد؛ دیگر هیچ جذابیتی نداشت. از همین میگوید چرا به تعویق انداختن همیشگی لذت اشتباه است. معیار شادی درونیاش هم عجیب است: چقدر دلت میخواهد فردا نمیری؟ بعدش میگوید مرگ دقیقاً شبیه ۱۱ میلیارد سال قبل از تولد است و خودش میداند خیلیها مخالفند.