برایان تریسی میلیونر شدن: داستان دندانپزشک و تکنیک فک
🎧 شنیدن این قسمت در تلگرام
برایان تریسی ماجرای دندانپزشکی اهل کالیفرنیا را تعریف میکند که برای شرکت در یک کنگره به هنگکنگ پرواز کرد و در آنجا یک تکنیک خاص و ناشناخته برای جراحی زیبایی فک جلو یاد گرفت.
قانون علت و معلول و رشد بیسابقه ثروت
موفقیت مالی یک رویداد تصادفی نیست، بلکه کاملاً بر اساس قانون جهانی علت و معلول رخ میدهد که میگوید هر نتیجهای در این جهان دلیل مشخصی دارد. برایان تریسی ادعا میکند که با ردیابی مسیر افراد موفق و تقلید از کارهای آنها، هر کسی میتواند به همان نتایج مالی دست یابد و سرنوشت خود را تغییر دهد.
او این قانون را پایه و اساس تمام پژوهشهای علمی و تجاری میداند که مسیر تبدیل شدن به یک میلیونر خودساخته را برای همه انسانها روشن کرده است.
آمارها نشان میدهند که فرصتهای خلق ثروت در دوران معاصر بسیار بیشتر از تمام تاریخ بشر است و مدام در حال افزایش است. گوینده بیان میکند که در سال ۱۹۰۰ تنها پنج هزار میلیونر در آمریکا وجود داشت، اما این رقم در سال ۲۰۰۰ با افزایشی هزار برابری به پنج میلیون نفر رسید.
همچنین او مدعی است که در سالهای اخیر این تعداد با یک جهش سی و سه درصدی به بیش از هشت میلیون نفر رسیده است که تقریباً همگی آنها کاملاً خودساخته هستند.
شروع کردن از فقر و بیپولی مطلق، به هیچوجه یک مانع قطعی برای رسیدن به قلههای موفقیت مالی محسوب نمیشود. خود تریسی تعریف میکند که در جوانی دبیرستان را رها کرد و سالها به کارهای کارگری مانند کار در مزارع و بستن مدام مهرهها در کارخانهها مشغول بود.
با این حال، او با پرسیدن راز موفقیت از فروشندگان برتر و اجرای دقیق همان روشها، توانست درآمد خود را به شدت افزایش دهد و زندگیاش را کاملاً دگرگون کند.
اقتصاد امروز با سرعتی خیرهکننده در حال رشد است و جریان عظیمی از پول پیوسته در حال گردش از دست شخصی به شخص دیگر است. تریسی مدعی است که اقتصاد آمریکا ارزشی معادل دوازده تریلیون دلار دارد و سالانه بین پانصد تا ششصد میلیارد دلار به آن افزوده میشود.
وظیفه هر فرد این است که با یادگیری الگوهای موفقیت از چهرههایی مانند وارن بافت و بیل گیتس، بخشی از این جریان عظیم ثروت را به سمت زندگی خود هدایت کند.
تعیین اهداف و قدرت چشمانداز آینده
نقطه شروع رسیدن به ثروتهای بزرگ، داشتن رویاهای بزرگ و تعیین اهداف بسیار دقیق و مکتوب است. تریسی توصیه میکند که افراد باید تکنیک تفکر بازگشت از آینده را تمرین کنند و زندگی ایدهآل خود را در پنج سال آینده به وضوح تجسم نمایند. این تصویرسازی ذهنی باعث میشود که محدودیتهای فکری از بین بروند و ذهن برای جذب منابع، ایدههای جدید و افراد موثر کاملاً باز شود.
نوشتن اهداف بر روی کاغذ یک قدرت جادویی برای فعال کردن قانون جذب و تسریع روند موفقیت در زندگی دارد. گوینده داستان دوستی را تعریف میکند که با خرید یک دفترچه، شروع به نوشتن هر چیز دلخواهی کرد که در روزنامه میدید و میپسندید. این فرد در نهایت توانست پانصد هدف مختلف را بنویسد و پس از آن، ادعا کرد که زندگیاش با ورود افراد و فرصتهای جدید دچار یک انفجار شگفتانگیز شد.
تمرکز مطلق بر روی یک هدف اصلی و حیاتی، میتواند مسیر زندگی یک انسان را در مدت کوتاهی کاملاً زیر و رو کند. تریسی از مخاطبان میخواهد ده هدف یکساله خود را بنویسند و سپس بپرسند کدامیک از آنها در صورت تحقق در بیست و چهار ساعت آینده، بیشترین تاثیر مثبت را خواهد داشت.
پس از انتخاب این هدف اصلی، فرد باید برای آن مهلت زمانی تعیین کند و هر روز قدمی کوچک در راستای رسیدن به آن بردارد.
تعهد روزانه به یک هدف مشخص و مکتوب، قدرتی باورنکردنی در تغییر سرنوشت مالی انسانها در بلندمدت دارد. در یکی از سمینارها، مردی به تریسی گفت که ده سال پیش یک الکلی ورشکسته و طلاقگرفته بوده است، اما با انجام همین تمرین تعیین هدف اصلی، مسیر زندگیاش عوض شد. این مرد ادعا کرد که به لطف اجرای همان یک درس ساده، اکنون دقیقاً چهل میلیون دلار ثروت دارد.
یافتن علاقه و تعهد به برتری در کار
ثروتمند شدن نیازمند این است که فرد شغل مورد علاقه خود را پیدا کند و سپس راهی برای کسب درآمد عالی از آن بیابد. افراد فوقموفق کارهایی را انجام میدهند که به آنها انرژی میبخشد و اغلب میگویند که به دلیل لذت بردن از کارشان، حتی یک روز هم در زندگی کار نکردهاند.
برای یافتن این علاقه پنهان، تریسی پیشنهاد میکند به کارهایی که در سنین هفت تا چهارده سالگی از آنها بینهایت لذت میبردید، عمیقاً فکر کنید.
پیگیری علایق دوران کودکی میتواند به شکلگیری امپراتوریهای تجاری بزرگ و موفق در دوران بزرگسالی منجر شود. تریسی داستان پسربچهای را نقل میکند که عاشق مطالعه درباره هواپیماها و بازی با مدلهای کنترل از راه دور بود و بعدها مهندسی هوافضا خواند. این کودک در سی و پنج سالگی صاحب سه شرکت مرتبط با هوانوردی و تعمیرات هواپیما شد، در حالی که معتقد بود در تمام این سالها فقط در حال بازی کردن بوده است.
برای رسیدن به درآمدهای بالا، فرد باید متعهد شود که هر بهایی را برای ورود به جمع ده درصد برتر حوزه کاری خود با جان و دل بپردازد. گوینده با اشاره به داستان ویلی ساتن، سارق بانک که میگفت پولها در بانک هستند، تاکید میکند که ثروت واقعی نیز در دست ده درصد برتر هر تخصص است.
او حتی به اخراج شدن خودش از شغل پمپ بنزین به دلیل بیکفایتی اشاره میکند تا نشان دهد همه افراد برتر، روزی از پایینترین نقاط ممکن شروع کردهاند.
رسیدن به تسلط و مهارت کامل در هر تخصصی به زمان و تلاش قابلتوجهی نیاز دارد و یکشبه اتفاق نمیافتد. تریسی ادعا میکند که برای استاد شدن در یک زمینه کاری مشخص، معمولاً به پنج تا هفت سال زمان نیاز است. او تاکید میکند که این زمان در هر صورت سپری خواهد شد، پس بهتر است در پایان این چند سال، فرد در صدر حرفه خود ایستاده باشد تا اینکه در میان افراد معمولی بماند.
یادگیری مستمر و سرمایهگذاری روی خود
رشد مداوم فردی و حرفهای، کلید اصلی عبور از فقر و رسیدن به ثروت پایدار در قرن بیست و یکم است. از آنجا که دانش بشری با سرعت زیادی در حال منسوخ شدن است، تنها مهارت ارزشمند در این دوران توانایی یادگیری مستمر مهارتهای جدید است.
بر اساس ادعای مطرح شده، نیمی از دانش فعلی هر فرد در عرض دو سال بیارزش میشود و اگر کسی پیوسته در حال یادگیری نباشد، قطعاً از رقبا عقب میماند.
اختصاص زمان روزانه برای مطالعه در حوزه کاری میتواند به طرز چشمگیری درآمد یک فرد را در زمان کوتاهی افزایش دهد. تریسی توصیه میکند که افراد باید روزنامه و تلویزیون را کنار بگذارند و روزی سی تا شصت دقیقه فقط کتابهای تخصصی حرفه خود را با دقت بخوانند.
او مدعی است افراد بیشماری به او گفتهاند که با همین یک ساعت مطالعه روزانه توانستهاند درآمد خود را در کمتر از یک سال دو یا حتی سه برابر کنند.
شرکت در دورهها و سمینارهای آموزشی میتواند سالها آزمون و خطا را در چند روز خلاصه کند و نتایج شگفتانگیزی به همراه داشته باشد. داستان دندانپزشکی اهل کالیفرنیا نمونه بارز این موضوع است که برای یادگیری یک تکنیک انحصاری جراحی زیبایی فک، تمام راه را تا هنگکنگ پرواز کرد.
این دندانپزشک با اجرای همان تکنیک ارزان و موثر، توانست بیماران زیادی را جذب کند و در پنجاه و سه سالگی با فروش دو میلیون دلاری مطبش، خود را بازنشسته کند.
استفاده از زمانهای مرده مانند زمان رانندگی، یک فرصت طلایی و بینظیر برای یادگیری و ارتقای مهارتها محسوب میشود. یک راننده معمولی سالانه بین پانصد تا هزار ساعت را در خودرو میگذراند که معادل طی کردن بیست و پنج تا پنجاه هزار مایل مسافت است.
تریسی با استناد به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی ادعا میکند که گوش دادن به برنامههای صوتی در ماشین، معادل حضور تماموقت در دانشگاه است و میتواند زندگی شخص را متحول کند.
بزرگترین مشکل فعلی شما میتواند ارزشمندترین هدیه زندگیتان باشد، زیرا دقیقاً همان درس لازم برای رسیدن به موفقیت را در خود پنهان کرده است
ذهنیت معتاد به کار و مدیریت زمان
دستیابی به موفقیتهای بزرگ مالی نیازمند داشتن یک ذهنیت معتاد به کار و کنار گذاشتن کامل تفریحات در محیط شغلی است. تریسی ایده ایجاد تعادل بین کار و زندگی در ابتدای مسیر موفقیت را صرفاً حرف بازندهها میداند و معتقد است استراحت فقط برای زمانی است که به ثروت رسیده باشید.
برای پیروز شدن در رقابت با میلیونها نفر دیگر، باید روزانه زودتر کار را شروع کنید، سختتر از بقیه تلاش کنید و دیرتر از همه به خانه برگردید.
بر اساس فرمول چهل به علاوه، کار کردن تنها چهل ساعت در هفته فقط برای زنده ماندن و بقای مالی کافی است. تریسی ادعا میکند که هر ساعت کار بیشتر از این مقدار، یک سرمایهگذاری مستقیم و مطمئن برای آینده درخشان فرد محسوب میشود. آمارها نشان میدهند که یک میلیونر خودساخته یا یک مدیر ارشد در آمریکا، پیش از رسیدن به ثروت به طور متوسط پنجاه و نه ساعت در هفته کار میکند.
یکی از مهمترین اصول مدیریت زمان این است که فرد باید در تمام مدت حضور در محل کار، فقط و فقط کار کند و درگیر حواشی نشود. گوینده ادعا میکند که پنجاه درصد از زمان کاری افراد در گپ زدن، کارهای شخصی، تماسهای خانوادگی و گشتوگذار در اینترنت هدر میرود.
افراد موفق در پاسخ به درخواست معاشرت همکاران میگویند که بروند آینده شغلی شخص دیگری را نابود کنند، اما اجازه نمیدهند کسی وقت آنها را تلف کند.
افرادی که خود را مسئول و صاحبکار میدانند، بسیار سریعتر از دیگران رشد میکنند و در سازمانها ارتقا مییابند. تریسی میگوید تنها سه درصد از بزرگسالان چنین دیدگاهی دارند و با شرکت خود طوری رفتار میکنند که گویی کاملاً متعلق به خودشان است. داستان دختربچهای که میپرسید چرا پدرش کارهایش را در اداره تمام نمیکند و مجبور است کیفش را به خانه بیاورد، نشاندهنده اهمیت تمرکز واقعی و انجام کار در زمان مناسب است.
غلبه بر مشکلات با خلاقیت و پایداری
میلیونرهای خودساخته در مواجهه با شکستها هرگز تسلیم نمیشوند و همیشه به دنبال یافتن یک درس ارزشمند در دل مشکلات هستند. از دیدگاه آنها چیزی به نام شکست قطعی وجود ندارد، بلکه هر اتفاق نامطلوبی صرفاً یک بازخورد است که آنها را برای تلاش بعدی هوشمندتر میکند.
گوینده ادعا میکند که بزرگترین مشکل فعلی شما میتواند ارزشمندترین هدیه زندگیتان باشد، زیرا دقیقاً همان درس لازم برای رسیدن به موفقیت را در خود پنهان کرده است.
استفاده از تکنیک طوفان فکری برای یافتن راهحلها، روشی بهشدت قدرتمند برای خلق ثروت و عبور از موانع سخت است. تریسی روش بیست ایده را معرفی میکند که در آن فرد هدف خود را به شکل یک سوال مینویسد و خود را مجبور میکند دقیقاً بیست پاسخ برای آن بیابد.
او ادعا میکند پاسخ بیستم که معمولاً با فشار ذهنی زیادی به دست میآید، همان ایده طلایی است که زندگی افراد بیشماری را تغییر داده و آنها را میلیونر کرده است.
ارتباطات و محیط پیرامون یک فرد، نقشی حیاتی و تعیینکننده در شکلگیری نگرش و موفقیت نهایی او ایفا میکنند. تریسی با اشاره به تحقیقات بیست و پنج ساله دانشگاه هاروارد ادعا میکند که نود و نه درصد موفقیت انسانها به گروه مرجع و اطرافیان آنها بستگی دارد.
ما مانند آفتابپرست هستیم و رفتار کسانی که با آنها معاشرت میکنیم را جذب میکنیم، بنابراین حضور یک همکار منفینگر میتواند تمام فضای کاری را تاریک و مخرب کند.
داشتن شجاعت برای شروع کار و انضباط شخصی برای استقامت در مسیر، دو بال اصلی برای رسیدن به قلههای ثروت هستند. ناپلئون هیل پس از بررسی پانصد فرد ثروتمند، انضباط شخصی را شاهکلید ثروت نامید که باعث میشود فرد کارهای ضروری را حتی در زمان بیحوصلگی بهدقت انجام دهد.
تریسی تاکید میکند پایداری در واقع همان انضباط شخصی در عمل است و این ویژگی فرد را در یک مسیر صعودی غیرقابلتوقف برای رسیدن به هدف قرار میدهد.
جمعبندی
تبدیل شدن به یک میلیونر خودساخته فرآیندی تصادفی نیست، بلکه مهارتی کاملاً آموختنی است که هر کسی میتواند آن را به مرور فرا بگیرد. تمام مهارتهای تجاری و مالی قابل یادگیری هستند و اگر کسی توانایی رانندگی داشته باشد، قطعا میتواند اصول تولید ثروت را نیز بیاموزد و اجرا کند.
مهمترین دستاورد این مسیر طولانی، نه خودِ پول، بلکه تبدیل شدن به انسانی با شخصیت، اراده و قدرت تصمیمگیری بسیار بالاتر است که از او فردی متمایز میسازد.
جهان هستی و طبیعت در برابر انسانها کاملاً بیطرف است و به گذشته، میزان تحصیلات یا جنسیت آنها هیچ اهمیتی نمیدهد. طبیعت فقط به این اهمیت میدهد که شما همانند افراد موفق از روشهای اثباتشده استفاده کنید و بهای موفقیت را پیش از رسیدن به آن به طور کامل بپردازید.
در این دوران که ثروتآفرینی به بالاترین حد تاریخ رسیده است، هیچکس از شما باهوشتر نیست و پیگیری مداوم اهداف، رسیدن به قله را برای شما تضمین میکند.
پرسشهای این قسمت
چگونه میتوانیم از فقر به یک میلیونر خودساخته تبدیل شویم؟
برای رسیدن به ثروت باید قانون علت و معلول را درک کنید و کارهایی که افراد موفق انجام دادهاند را دقیقاً تکرار کنید. با ردیابی مسیر آنها و یادگیری مستمرِ مهارتهای لازم، بدون شک سرانجام به همان نتایج مالی شگفتانگیز خواهید رسید.
میلیونرهای خودساخته در هفته چند ساعت کار میکنند؟
آمارها نشان میدهد که این افراد برای رسیدن به موفقیت، به طور متوسط پنجاه و نه ساعت در هفته کار میکنند. آنها معتقدند که چهل ساعت کار هفتگی فقط برای زنده ماندن است و هر ساعت تلاشِ بیشتر، یک سرمایهگذاری قطعی برای ساختن آینده محسوب میشود.
چطور شغل و مسیر درست برای ثروتمند شدن را پیدا کنیم؟
شما باید به دنبال کاری باشید که از انجام دادنِ آن انرژی میگیرید و آنقدر دوستش دارید که برای رسیدن به جمع ده درصدِ برترِ آن حاضر به هر فداکاری هستید. برای کشف این علاقه، بهترین راه این است که به کارهای لذتبخش و سرگرمیهای خود در سنین هفت تا چهارده سالگی فکر کنید.
افراد موفق و ثروتمند چگونه با شکستها روبرو میشوند؟
آنها هیچگاه چیزی را به عنوان شکستِ قطعی نمیپذیرند و هر اتفاق ناخوشایندی را صرفاً یک بازخورد میدانند که ذهنشان را برای ادامه مسیر هوشمندتر میکند. میلیونرهای خودساخته همیشه در دلِ هر مانع و مشکلی به دنبال یافتن یک درس ارزشمند هستند تا به کمک آن پیشرفت کنند.
نکتههای این قسمت
ماجرا
برایان تریسی ماجرای دندانپزشکی اهل کالیفرنیا را تعریف میکند که برای شرکت در یک کنگره به هنگکنگ پرواز کرد و در آنجا یک تکنیک خاص و ناشناخته برای جراحی زیبایی فک جلو یاد گرفت. با اجرای این تکنیکِ ارزان و بسیار مؤثر، او توانست بیمارانی را از فواصل ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ مایلی به مطب خود بکشاند و در نهایت توانست در سن ۵۳ سالگی با فروش مطبش به مبلغ ۲ میلیون دلار، به عنوان یک میلیونر خودساخته بازنشسته شود.
حرف عجیب
صحبت کردن درباره تعادل بین کار و زندگی، استراحت و خوشگذرانی در محل کار صرفاً «حرف بازندهها» است و تا زمانی که به موفقیت نرسیدهاید حق عقبنشینی و استراحت ندارید.
حرف بحثبرانگیز
تاکید شدیدِ گوینده بر اینکه کار کردنِ ۴۰ ساعت در هفته فقط شما را «زنده نگه میدارد» و برای موفقیت حتماً باید «ذهنیت یک فرد معتاد به کار» را در خود ایجاد کنید و تمام زمانِ حضور در محل کار را بدون لحظهای معاشرت با همکاران، فقط و فقط کار کنید.
مناسب برای
این محتوا دقیقاً به درد کسانی میخورد که از وضعیت مالیِ فعلیِ خود ناراضیاند و به دنبال یک فرمول قاطع، بیرحمانه و اثباتشده برای رسیدن به ثروت هستند و حاضرند بهای آن را با کار بیوقفه بپردازند.



