چارچوب «رهاسازی، همراستایی و تبدیل شدن» برای تغییر هویت چیست؟
این یک روش سهمرحلهای است که در آن ابتدا باید باورهای محدودکنندهٔ درونِ ناخودآگاه را بشناسید و آنها را رها کنید. سپس باید تصویر روشنی از خواستههای خود بسازید و با آنها ارتباطی عاشقانه برقرار کنید تا در نهایت به فردِ جدیدی تبدیل شوید که کارها برایش با جریانِ طبیعی و بدون تقلای دائمی پیش میرود.
این پاسخ از قسمت «هواوپونوپونو چیست؛ چهار عبارت برای بخشش» پادمی است.
از متن همین قسمت
جیم کرتیس در این محتوا ادعا میکند که انسانها نمیتوانند با حفظ یک هویت قدیمی، زندگی جدیدی برای خود خلق کنند. بسیاری از افراد برای رسیدن به موفقیت، ثروت بیشتر یا روابط بهتر تنها روی تغییر رفتارهای خود و تلاشِ فیزیکی تمرکز میکنند، اما در نهایت با شکست، درجا زدن و فرسودگی روبهرو میشوند. کرتیس دلیل این موضوع را نبردِ نابرابر میان ذهن خودآگاه و ناخودآگاه میداند. او بیان میکند که ذهن خودآگاه تنها پنج درصد از وجود ما را تشکیل میدهد که شامل اراده و انگیزه است، در حالی که نود و پنج درصدِ دیگر در اختیار ذهن ناخودآگاه و باورهای عمیق ماست.
یکی از قویترین ابزارهایی که کرتیس برای تغییرِ هویت پیشنهاد میدهد، تمرینِ بخشش است. او تأکید میکند که نخستین فردی که باید بخشیده شود، خودِ شخص است. کرتیس پیشنهاد میکند که افراد برهنه روبهروی آینهای قدی بایستند، به تمامِ قضاوتهای ذهنیِ خود دربارهٔ بدنشان گوش دهند و سپس بابتِ تکتکِ آن افکارِ بیرحمانه از خود عذرخواهی کنند. او ادعا میکند که بخشش میتواند التهاب و کورتیزول را در بدن کاهش دهد، سیستم ایمنی را تقویت کند و به قلب که فرکانسِ الکترومغناطیسیِ بالاتری نسبت به مغز دارد، انسجام ببخشد.
خواندن و شنیدن کامل این قسمت