ذهن‌باز

چگونه می‌توانم ترس‌های فلج‌کننده و اضطراب اجتماعی خود را درمان کنم؟

غلبه بر این ترس‌ها نیازمند رویارویی مستقیم و تدریجی از طریق مواجهه‌درمانی است، اما به شرطی که تمام «رفتارهای ایمنی‌بخش» را به‌کل کنار بگذارید. اگر هنگام ترسیدن به کارهایی پناه ببرید که به شما آرامشِ موقت می‌دهند (مثل لبخند زدنِ افراطی یا فرارِ زودهنگام از جمع)، مغزتان هرگز متوجه نمی‌شود که آن موقعیت در واقعیت هیچ خطری نداشته است.

این پاسخ از قسمت «اضطراب اجتماعی اسپنسر گرینبرگ؛ رفتن به بارها و بغل کردن غریبه‌ها» پادمی است.

از متن همین قسمت

ترک زودهنگامِ مهمانی‌ها برای فرار از اضطراب اجتماعی یا خندیدنِ بیش‌ازحد برای جلب رضایتِ مخاطب نیز نمونه‌های رایجی از همین رفتارهای مخرب و ایمنی‌بخش هستند. اگرچه این رفتارها در لحظه فرد را از فشارِ روانی نجات می‌دهند، اما در بلندمدت مانع از درمانِ قطعی ترس می‌شوند و چرخهٔ اضطراب را تقویت می‌کنند. رویاروییِ اصولی به معنای ماندن در موقعیتِ ترسناک و تحملِ عمدیِ اضطراب است تا زمانی که ذهنِ فرد از واکنش‌های افراطی و غیرمنطقیِ خود خسته شود.

غلبه بر ترس‌های محدودکننده تنها از طریق رویارویی مستقیم با آن‌ها امکان‌پذیر است، اما این رویارویی باید کاملاً بدون استفاده از هرگونه رفتارِ پنهانِ محافظتی انجام شود. مغز انسان با مشاهدهٔ خطرهای غیرواقعی، مرزهایی فرضی می‌سازد و اجتنابِ مداوم از این موقعیت‌ها باعث می‌شود تا فرد از تجربه‌های ارزشمندِ زندگی محروم بماند. درمانگران در روش مواجهه‌درمانی، از بیمار می‌خواهند تا با ایجاد یک سلسله‌مراتب از ترس‌هایش، خود را به‌صورت تدریجی در معرض اضطراب قرار دهد تا ذهن ایمن بودنِ شرایط را بیاموزد.

خواندن و شنیدن کامل این قسمت

قسمت مرتبط

پرسش‌های مرتبط